اثر ادبی

تضمین قطعهٔ سعدی

♡
۰

شبی در محفلی با آه و سوزی

شنیدستم که مرد پاره‌دوزی

۱

چنین می گفت با پیر عجوزی

گلی خوش بوی در حمام روزی

۲

رسید از دست محبوبی به‌دستم

۳

گرفتم آن گل و کردم خمیری

خمیری نرم و نیکو چون حریری

۴

معطر بود و خوب و دل‌پذیری

بدو گفتم که مشکی یا عبیری

۵

که از بوی دلاویز تو مستم

۶

همه گل‌های عالم آزمودم

ندیدم چون تو و عبرت نمودم

۷

چو گل بشنید این گفت‌ و شنودم

بگفتا من گلی ناچیز بودم

۸

ولیکن مدتی با گل نشستم

۹

گل اندر زیر پا گسترده پر کرد

مرا با همنشینی مفتخر کرد

۱۰

چو عمرم مدتی با گل گذر کرد

کمال همنشین در من اثر کرد

۱۱

وگرنه من همان خاکم که هستم

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…