۰
بالای نقره زلف سیارکله پا مکن
ای نازنین بشهر شلق شوربپا مکن
۱
مثل همه بما مکنی ابروت تروش
ایکار ر با همه بکن اما بما مکن
۲
خون کزد چشمای تو دلم ر وحیا نکرد
یکبار بذش بگو: مکن ای بی حیا مکن
۳
اگر مخی بهار که دلت نگادری
اُهقذر بروی بچهٔ مردم نگا مکن
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.