اثر ادبی

باد خزان (در افشاری)

♡
۰

باد خزان وزان شد

چهرهٔ گل خزان شد

۱

طلایه لشکر خزان از دو طرف عیان شد

چو ابر بهمن ز چشم من چشمهٔ خون روان شد

۲

ناله‌، بس مرغ سحر در غم آشیان زد

آشیان سوخته بین مشعله در جهان زد

۳

عزیز من -‌ مشعله در جهان زد

۴

خدا خدا داد ز دست استاد

که بسته رخ شاهد مه‌لقا را

۵

فغان و فریاد ز جور گردون

که داده فتوای فنای ما را

۶

کشور خراب‌، فغان و زاری

پیچه و نقاب سیاه و تاری

۷

وه چه کنم از غم بیقراری

تا به کی کشیم ذلت و بیماری

۸

بیا مه من رویم از ورطهٔ جانسپاری

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…