✦ گنجینه آثار
اشعار منتسبحافظ
در این بخش برخی اشعار منتسب به حافظ که در تصحیح قزوینی/غنی نیامدهاند گردآوری شدهاند.
۰زیرمجموعه۱صفحه فعلی
آثار این بخش
نمایش ۲۴ اثر در صفحه ۱
♧
شمارهٔ ۱
حافظ
ما برفتیم، تو دانی و دل غمخور مابخت بد تا به کجا می برد آبشخور ما
اشعار منتسب♧شمارهٔ ۲
حافظ
صبح دولت میدمد کو جام همچون آفتابفرصتی زین به کجا باشد بده جام شراب
اشعار منتسب♧شمارهٔ ۳
حافظ
اگر به لطف بخوانی مَزید الطاف استوگر به قهر برانی درون ما صاف است
اشعار منتسب♧شمارهٔ ۴
حافظ
غمش تا در دلم مَأوا گرفته استسرم چون زلف او سودا گرفته است
اشعار منتسب♧شمارهٔ ۵
حافظ
هوس باد بهارم به سوی صحرا بردباد بوی تو بیاورد و قرار از ما برد
اشعار منتسب♧شمارهٔ ۶
حافظ
صراحی دگر بارم از دست بردبه من باز بنمود می دستبرد
اشعار منتسب♧شمارهٔ ۷
حافظ
من و صلاح و سلامت؟ کَس این گمان نَبَرَدکه کَس به رِندِ خرابات، ظَنِّ آن نَبَرَد
اشعار منتسب♧شمارهٔ ۸
حافظ
کارم ز دور چرخ به سامان نمیرسدخون شد دلم ز درد، به درمان نمیرسد
اشعار منتسب♧شمارهٔ ۹
حافظ
در هر هوا که جز برق اندر طلب نباشدگر خرمنی بسوزد چندان عجب نباشد
اشعار منتسب♧شمارهٔ ۱۰
حافظ
صورت خوبت نگارا خوش به آیین بستهاندگوییا نقش لبت از جان شیرین بستهاند
اشعار منتسب♧شمارهٔ ۱۱
حافظ
مژده ای دل که مسیحا نفسی میآیدکه ز انفاس خوشش بوی کسی میآید
اشعار منتسب♧شمارهٔ ۱۲
حافظ
دلا چندَم بریزی خون؟ ز دیده شرم دار آخرتو نیز ای دیده خوابی کن، مراد دل بر آر آخر
اشعار منتسب♧شمارهٔ ۱۳
حافظ
صبا به مقدم گل راح روح بخشد بازکجاست بلبل خوشگوی؟ گو برآر آواز!
اشعار منتسب♧شمارهٔ ۱۴
حافظ
جانا تو را که گفت که احوال ما مپرسبیگانه گرد و قصهٔ هیچ آشنا مپرس
اشعار منتسب♧شمارهٔ ۱۵
حافظ
به جد و جهد چو کاری نمیرود از پیشبه کردگار رها کرده به مصالح خویش
اشعار منتسب♧شمارهٔ ۱۶
حافظ
رهروان را عشق بس باشد دلیلآب چشم اندر رهش کردم سبیل
اشعار منتسب♧شمارهٔ ۱۷
حافظ
روز عید است و من امروز در آن تدبیرمکه دهم حاصل سیروزه و ساغر گیرم
اشعار منتسب♧شمارهٔ ۱۸
حافظ
ای در چمن خوبی رویت چو گل خودروچین شکن زلفت چون نافهٔ چین خوش بو
اشعار منتسب♧شمارهٔ ۱۹
حافظ
ای از فروغ رویت روشن چراغ دیدهخوشتر ز چشم مستت چشم جهان ندیده
اشعار منتسب♧شمارهٔ ۲۰
حافظ
من دوش پنهان میشدم تا قصر جانان سنگنکنرمک نهادم پای را رفتم به ایوان سنگنک
اشعار منتسب♧شمارهٔ ۲۱
حافظ
مطرب خوشنوا بگو تازه به تازه نو به نوباده دلگشا بجو تازه به تازه نو به نو
اشعار منتسب♧شمارهٔ ۲۲
حافظ
گر زلف پریشانت در دست صبا افتدهر جا که دلی باشد در دام بلا افتد
اشعار منتسب♧شمارهٔ ۲۳
حافظ
ببین هلالِ محرّم بخواه ساغر راحکه ماه اَمن و اَمان است و سال صلح و صلاح
اشعار منتسب♧شمارهٔ ۲۴ - ساقینامهٔ ۹
حافظ
من ار زآن که گردم به مستی هلاکبه آیین مستان بریدم به خاک
اشعار منتسب