۰
ای نور خدا در نظر از روی تو ما را
بگذار که در روی تو بینیم خدا را
۱
تا نکهت جان بخش تو همراه صبا شد
خاصیت عیسیست دم باد صبا را
۲
هر چند که در راه تو خوبان همه خاکند
حیفست که بر خاک نهی آن کف پا را
۳
پیش تو دعا گفتم و دشنام شنیدم
هرگز اثری بهتر ازین نیست دعا را
۴
می خواستم آسوده بکنجی بنشینم
بالای تو ناگاه بر انگیخت بلا را
۵
آن روز که تعلیم تو می کرد معلم
بر لوح تو ننوشت مگر حرف وفا را؟
۶
گر یار کند میل، هلالی، عجبی نیست
شاهان چه عجب گر بنوازند گدا را؟
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.