۰
ز روی مهر اگر روزی ببینی یک دو شیدا را
به ما هم گوشه چشمی، که شیدا کردهای ما را
۱
به هر جا پا نهی آنجا نهم صد بار چشم خود
چه باشد؟ آه! اگر یکباره بر چشمم نهی پا را
۲
مرا گر در تمنای تو آید صد بلا بر سر
ز سر بیرون نخواهم کرد هرگز این تمنا را
۳
چو در بازار حسن از یک طرف پیدا شدی، ناگه
خریداران یوسف برطرف کردند سودا را
۴
شنیدم این که فردا ماه من عزم سفر دارد
بمیرم کاش امروزت، نبینم روی فردا را
۵
هلالی را به یک دیدن غلام خویشتن کردی
عجب بیناییی کردی، بنازم چشم بینا را
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.