اثر ادبی

شمارهٔ ۱۸

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
♡
۰

گفتگوی عقل در خاطر فرو ناید مرا

بنده سلطان عشقم، تا چه فرماید مرا؟

۱

بسکه کردم گریه پیش مردم و سودی نداشت

بعد ازین بر گریه خود خنده میآید مرا

۲

بسته زلف پریرویان شدن از عقل نیست

لیک من دیوانه ام، زنجیر میباید مرا

۳

وعده وصل توام داد اندکی تسکین دل

تا رخ خوبت نبینم دل نیاساید مرا

۴

وه! که خواهد شد، هلالی، خانه عمرم خراب

جان غم فرسوده چند از غم بفرساید مرا؟

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…