۰
دیدیدیم ز یاران وفادار بسی را
لیکن چو سگان تو ندیدیم کسی را
۱
قطع هوس و ترک هوی کن، که درین راه
چندان اثری نیست هوی و هوسی را
۲
فریاد! که فریاد کشیدیم و ندیدیم
در بادیه عشق تو فریادرسی را
۳
تا از لب شیرین مگسان کام گرفتند
گیرند به از خیل ملایک مگسی را
۴
گر از نظر افتاد رقیبت عجبی نیست
در دیده خود ره نتوان داد خسی را
۵
پیش سگش این آه و فغان چیست هلالی؟
از خود مکن آزرده چنین هم نفسی را
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.