اثر ادبی

شمارهٔ ۳۸

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
♡
۰

شب هجرست و مرگ خویش خواهم از خدا امشب

اجل روزی چو سویم خواهد آمد، گو: بیا امشب

۱

چنین دردی که من دارم نخواهم زیست تا فردا

بیا، بنشین، که جان خواهم سپرد امروز، یا امشب

۲

دل و جانی که بود، آواره شد دوش از غم هجران

دگر، یارب! غم هجران چه میخواهد ز ما امشب؟

۳

نه سر شد خاک درگاهت، نه پا فرسود در راهت

مرا چون شمع باید سوخت از سر تا بپا امشب

۴

شب آمد، باز دور افگند از وصلت هلالی را

دریغا! شد هلال و آفتاب از هم جدا امشب

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…