اثر ادبی

شمارهٔ ۴۷

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

ما عاشقیم و بی سر و سامان و می پرست

قانع بهر چه باشد و فارغ ز هر چه هست

۱

ای رند جرعه نوش، تو و محنت خمار

ما و نشاط مستی عشق از می الست

۲

دی آن سوار شوخ کمر بست و جلوه کرد

در صورتی که هر که بدیدش کمر ببست

۳

هر کس که دل بدست بتی داد همچو من

سنگی گرفت و شیشه ناموس را شکست

۴

دلها که می بری، همه پامال می کنی

کاری نمی کنی که: دلی آوری بدست

۵

چون ابر دید اشک من از شرم آب شد

چون برق دید آه من از انفعال جست

۶

آخر چو ره نیافت هلالی ببزم وصل

محروم از جمال تو در گوشه ای نشست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…