۰
دلم بسینه سوزان مشوش افتادست
دل از کجا؟ که درین خانه آتش افتادست
۱
خوشیم با غم عشقت، که وقت او خوش باد!
چه خوش غمیست! که ما را باو خوش افتادست
۲
صفای باده و رخسار ساده هوشم برد
شراب و ساقی ما هر دو بی غش افتادست
۳
بخط و خال رخ آراستی و حیرانم
که این صحیفه بغایت منقش افتادست
۴
گهی که بر سر عشاق راند ابرش ناز
کدام سر، که نه در پای ابرش افتادست؟
۵
برسم تحفه کشم نقد عمر در پایش
ولی چه سود؟ که آن سرو سر کش افتادست
۶
گرفت نور تجلی شب هلالی را
که روی خوب تو در جلوه مهوش افتادست
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.