اثر ادبی

شمارهٔ ۶۰

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

عشقبازی چه بلا فکر خطایی بودست!

عشق خود عشق نبودست، بلایی بودست

۱

کاش بینند بی خبران حسن ترا

تا بدانند که ما را چه خدایی بودست

۲

در دیاری که گل روی ترا پروردند

خوش بهاری و فرح بخش هوایی بودست!

۳

عهد کردی که وفا پیشه کنی، جهد بکن

تا بدانم که درین عهد وفایی بودست

۴

باغ فردوس زمینست که آنجا روزی

سرو گل پیرهنی، تنگ قبایی بودست

۵

بعد مردن بسر تربت من بنویسید

کین عجب سوخته بی سرو پایی بودست!

۶

چاره درد هلالیست بلای غم عشق

عشق را درد مگویی، که بلایی بودست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…