اثر ادبی

شمارهٔ ۶۳

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

مرا ز عشق تو صد گونه محنت و المست

هزار محنت و با محنتی هزار غمست

۱

اگر چه با من مسکین بسی جفا کردی

زیاده ساز جفا را، که این هنوز کمست

۲

تویی حیات من و من ز فرقتت بیمار

بیا، که یک دو سه روزی حیات مغتنمست

۳

بیا و بر سر بیمار خود دمی بنشین

مرو، که آنچه تمنای تست دم بدمست

۴

کرم نمودی و بر جان من جفا کردی

ز جانب تو مرا هر چه میرسد کرمست

۵

بزیر پای تو افتاد و خاک شد عاشق

اگر چه خاک شد، اما هنوز در قدمست

۶

هلالی از سر کویت وداع کرد و برفت

تو زنده باش، که او را عزیمت عدمست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…