اثر ادبی

شمارهٔ ۶۹

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

برخیز، تا نهیم سر خود بپای دوست

جان را فدا کنیم، که صد جان فدای دوست

۱

در دوستی ملاحظه مرگ و زیست نیست

دشمن به از کسی، که نمیرد برای دوست

۲

حاشا! که غیر دوست کند جا بچشم من

دیدن نمیتوان دگری را بجای دوست

۳

از دوست، هر جفا که رسد، جای منتست

زیرا که نیست هیچ وفا چون جفای دوست

۴

با دوست آشنا شده، بیگانه ام ز خلق

تا آشنای من نشود آشنای دوست

۵

در حلقه سگان درش می روم، که باز

احباب صف زنند بگرد سرای دوست

۶

دست دعا گشاد هلالی بدرگهت

یعنی: بدست نیست مرا جز دعای دوست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…