۰
بی تو هر روز مرا ماهی و هر شب سالیست
شب چنین، روز چنان، آه! چه مشکل حالیست!
۱
هرگزت نیست بر احوال غریبان رحمی
ما غریبیم و تو بی رحم، غریب احوالیست!
۲
گر فتد مردم چشمم برخت، روی مپوش
تو همان گیر که: بر روی تو این هم خالیست
۳
بر لب چشمه نوشین تو آن سبزه خط
شکرستان ترا طوطی فارغ بالیست
۴
می روی تند که: باز آیم و زارت بکشم
این نه تندیست، که در کشتن من اهمالیست
۵
قرعه بندگی خویش بنامم زده ای
این سعادت عجبست! این چه مبارک فالیست!
۶
ماه من سوی هلالی نظری کرد و گذشت
کوکب طالع او را نظر اقبالیست
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.