اثر ادبی

شمارهٔ ۷۵

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

در دل بیخبران جز غم عالم غم نیست

در غم عشق تو ما را خبر از عالم نیست

۱

خاک آدم که سرشتند غرض عشق تو بود

هر که خاک ره عشق تو نشد آدم نیست

۲

از جنون من و حسن تو سخن بسیارست

قصه ما و تو از لیلی و مجنون کم نیست

۳

گر طبیبان ز پی داغ تو مرهم سازند

کی گذاریم؟ که آن داغ کم از مرهم نیست

۴

بسکه سودای تو دارم غم خود نیست مرا

گر ازین پیش غمی بود کنون آنهم نیست

۵

من، که امروز هلاک دم جان بخش توام

دم عیسی چه کنم؟ چون دم او این دم نیست

۶

غنچه خرمی از خاک هلالی مطلب

که سر روضه او جای دل خرم نیست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…