اثر ادبی

شمارهٔ ۸۰

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

روز من شب شد و آن ماه براهی نگذشت

این چه عمریست که سالی شد و ماهی نگذشت؟

۱

ذوق آن جلوه مرا کشت، که وی از سر ناز

آمد و گاه گذشت از من و گاهی نگذشت

۲

عمر بگذشت و همان روز سیه در پیشست

در همه عمر چنین روز سیاهی نگذشت

۳

قصه شهر دل و لشکر اندوه مپرس

که از آن عرصه باین ظلم سیاهی نگذشت

۴

نگذشت آن مه و زارست هلالی برهش

حال درویش خرابست که شاهی نگذشت

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…