اثر ادبی

شمارهٔ ۸۹

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

مرا بباده، نه باغ و بهار شد باعث

بهار و باغ چه باشد؟ که یار شد باعث

۱

رسیده بود گل، آن سرو هم بباغ آمد

بیار می، که یکی صد هزار شد باعث

۲

نبود ناله مرغ چمن ز جلوه گل

لطافت رخ آن گلعذار شد باعث

۳

اگر بمیکده رفتیم عذر ما بپذیر

که باده خوردن ما را خمار شد باعث

۴

اگر ز کوی تو رفتیم اختیار نبود

فغان و ناله بی اختیار شد باعث

۵

گر از تو یک دو سه روزی جدا شدیم مرنج

که گردش فلک و روزگار شد باعث

۶

قرار در شکن زلف یار خواهم کرد

بدین قرار دل بیقرار شد باعث

۷

بمجلس تو هلالی کشید طعن رقیب

گل وصال تو بر زخم خار شد باعث

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…