۰
مرا بباده، نه باغ و بهار شد باعث
بهار و باغ چه باشد؟ که یار شد باعث
۱
رسیده بود گل، آن سرو هم بباغ آمد
بیار می، که یکی صد هزار شد باعث
۲
نبود ناله مرغ چمن ز جلوه گل
لطافت رخ آن گلعذار شد باعث
۳
اگر بمیکده رفتیم عذر ما بپذیر
که باده خوردن ما را خمار شد باعث
۴
اگر ز کوی تو رفتیم اختیار نبود
فغان و ناله بی اختیار شد باعث
۵
گر از تو یک دو سه روزی جدا شدیم مرنج
که گردش فلک و روزگار شد باعث
۶
قرار در شکن زلف یار خواهم کرد
بدین قرار دل بیقرار شد باعث
۷
بمجلس تو هلالی کشید طعن رقیب
گل وصال تو بر زخم خار شد باعث
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.