اثر ادبی

شمارهٔ ۹۳

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

خوشا کَسی که دَر این عالَمِ خَراب‌آباد

اَساسِ ظُلْم فَگَنْد و بَنایِ داد نَهاد

۱

بیا! بیا! کِه اَز آن رَفْتِگان بِه یاد آریم

که رَفْتِه‌اَنْد و اَز ایشان کَسی نیارَد یاد

۲

مَکُن اِقامَت و بُنْیادِ خانِمان مَفْگَن

کِه دَسْتِ حادِثِه خواهَد فَگَنْدَش از بُنْیاد

۳

تَوانگَری که درِ خِیْر، بَر فَقیران بَسْت

دَری زِ عالَمِ بالا بِه رویِ او نَگْشاد

۴

کَسی که یافْت بَر اَحْوالِ زیردَسْتان، دَسْت

بِه ظُلْم اَگَر نَسِتانَد، خُداش خِیْر دَهاد!

۵

صِنوبَرا، تو چِه دِل بَسْتِه‌ای بِه هَر شاخی؟

چو سَرْو باش! کِه اَز بارِ دِل شَوی آزاد

۶

چِه خوش فُتاد «هِلالی» به بَنْدِه‌خانِه‌یِ عِشْق

بُرو! غُلامیِ این خانْدان، مُبارَک باد!

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…