اثر ادبی

شمارهٔ ۹۵

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

بیا، بیا، که دل و جان من فدای تو باد

سری که بر تن من هست خاک پای تو باد

۱

دلم به مهر تو صد پاره باد و هر پاره

هزار ذره و هر ذره در هوای تو باد

۲

ز خانه تا به در آیی و پا نهی به سرم

سرم فتاده به خاک در سرای تو باد

۳

ترا به بسمل من گر رضاست، بسم الله

بیا، بیا، که قضا تابع رضای تو باد

۴

مقصرم ز دعا در جواب دشنامت

ملائک همه افلاک در دعای تو باد

۵

مباد آنکه رَمَد هرگز از بلای تو دل

درین جهان و در آن نیز مبتلای تو باد

۶

به درد خوی گرفتم، دوا نمیخواهم

همیشه در دل من درد بی دوای تو باد

۷

چه لطف بود، رقیبا، که رفتی از کویش؟

بدین ثواب که کردی بهشت جای تو باد

۸

اگر هلالی بیچاره در هوای تو مرد

برای مردن او غم مخور، بقای تو باد

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…