۰
ترا گهی که نظر بر من خراب افتد
دلم ز بسکه تپد در من اضطراب افتد
۱
دلم بیاد لبت هر زمان شود بیخود
علی الخصوص زمانی که در شراب افتد
۲
تو چون شراب خوری با رقیب خنده زنان
ز خنده تو نمک در دل کباب افتد
۳
ز بهر جلوه چو خورشید من رود بر بام
بخانها همه از روزن آفتاب افتد
۴
مگو: بدوزخ هجر افگنم هلالی را
روا مدار که بیچاره در عذاب افتد
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.