اثر ادبی

شمارهٔ ۱۰۵

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

مسکین طبیب، چاره دردم خیال کرد

بیچاره را ببین: چه خیال محال کرد؟

۱

کی می رسد خیال طبیبان بدرد من؟

دردم بدان رسید که نتوان خیال کرد

۲

دارد هزار تفرقه دل در شب فراق

کو آن فراغتی که بروز وصال کرد؟

۳

گل پیش عارض تو شد از انفعال سرخ

آن خنده ای که کردهم از انفعال کرد

۴

سنگین دلی، که اسب جفا تاخت بر سرم

موری ضعیف را بستم پایمال کرد

۵

سلطان وقت شد ز گدایان کوی عشق

درویش میل سلطنت بی زوال کرد

۶

گفتی: که حلقه ساخت، هلالی، قد ترا

آن کس که ابروان ترا چون هلال کرد

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…