اثر ادبی

شمارهٔ ۱۰۸

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

به ناز می‌روَد و سوی کس نمی‌نگرد

هزار آه کشم، یک نفس نمی‌نگرد

۱

گهی به پس روَم و گه سرِ رهش گیرم

ولی چه فایده؟ چون پیش و پس نمی‌نگرد

۲

چو غمزه‌اش ره دین زد چه سود نالهٔ جان؟

که راهزن به فغانِ جرس نمی‌نگرد

۳

کسی که در هوسِ روی ِماه رخساریْست

در آفتاب ز روی هوس نمی‌نگرد

۴

دلم به سینهٔ صد چاک، مشکل آید باز

که مرغ رفته به سوی قفس نمی‌نگرد

۵

خطاست پیش رُخش سوی نو خطان دیدن

کسی به موسم گل، خار و خس نمی‌نگرد

۶

گذشت و سوی هلالی ندید و رحم نکرد

چه طالعسْت که هرگز به کس نمی‌نگرد؟

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…