۰
می خواهم و کنجی که به جز یار نباشد
من باشم و او باشد و اغیار نباشد
۱
آنجا اثر رحمت جاوید توان یافت
کآنجا ز رقیبان تو آثار نباشد
۲
هرجا که حبیب است به پهلوی رقیب است
در باغ جهان یک گل بیخار نباشد
۳
بر من، که گرفتار توام، رحم مفرمای
رحم است بر آن کس که گرفتار نباشد
۴
ما خانهخرابیم و نداریم پناهی
ویرانهٔ ما را در و دیوار نباشد
۵
تقصیر وفا رسم رقیب است، عجب نیست
هرگز سگ دیوانه وفادار نباشد
۶
بی یار به عالم نتوان بود، هلالی
عالم به چه کار آید اگر یار نباشد؟
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.