اثر ادبی

شمارهٔ ۱۱۴

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

افروخت رنگت از می و دلها کباب شد

روی تو ماه بود، کنون آفتاب شد

۱

گفتم: بدور عشق تو سازم سرای عیش

غم خانه ای، که داشتم، آن هم خراب شد

۲

این آه گرم بی سببی نیست دم بدم

یا سینه سوخت، یا دل سوزان کباب شد

۳

ناصح زبان گشاد که: تسکین دهد مرا

نام تو برد و موجب صد اضطراب شد

۴

خوناب دیده این همه دانی که از کجاست؟

خونی که بود، در دل غمدیده، آب شد

۵

هر جا که هست روی تو، در پیش چشم ماست

کس در میان ما نتواند حجاب شد

۶

فارغ نشسته بود هلالی بکوی زهد

ناگه لب تو دید و خراب شراب شد

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…