۰
زان دل به جانب سگ کوی تو میکشد
کو دامنم گرفته، به سوی تو میکشد
۱
دانی چرا به دامنت آویخته دلم؟
خود را به این بهانه به کوی تو میکشد
۲
صاحبدلی، که یافت سررشتهٔ مراد
سررشتهاش به حلقه موی تو میکشد
۳
فارغ ز بوی غالیه جعد سنبلم
خاطر به جعد غالیهبوی تو میکشد
۴
ای ترک مست، این همه سنگ جفا مزن
بر دل شکستهای، که سبوی تو میکشد
۵
بر عاشقان بلاست جفای تو و دلم
چندین بلا ز تندی خوی تو میکشد
۶
دور از رخت کشید هلالی هزار آه
آه! این چههاست کز غم روی تو میکشد؟
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.