اثر ادبی

شمارهٔ ۱۱۹

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

باز عشق آمد و کار دل ازو مشکل شد

هر چه تدبیر خرد بود همه باطل شد

۱

خواستم عشق بتان کم شود، افزون گردید

گفتم: آسان شود این کار، بسی مشکل شد

۲

پای هر کس، که بسر منزل عشق تو رسید

آخرالامر سرش خاک همان منزل شد

۳

اشک، چون راز دلم گفت، فتاد از نظرم

با وجودی که بصد خون جگر حاصل شد

۴

آن سهی سرو، که میل دل ما جانب اوست

یارب! از بهر چه سوی دگران مایل شد؟

۵

غم نبود آن: که مرا دی بتغافل میکشت

غم از آنست که: امروز چرا غافل شد؟

۶

شب وصل تو هلالی قدح از دست نداد

مگر از جام لبت بیخود و لایعقل شد؟

۷

اهل عیشند، هلالی، همه رندان، لیکن

زان میان گوشه اندوه مرا منزل شد

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…