اثر ادبی

شمارهٔ ۱۲۶

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

آه و صد آه! که آن مه ز سفر دیر آمد

شمع خورشید جمالش بنظر دیر آمد

۱

گفت: سوی تو بقاصد بفرستم خبری

وه! که قاصد نفرستاد و خبر دیر آمد

۲

تو مدد گار شو، ای خضر، که آن آب حیات

سوی این سوخته تشنه جگر دیر آمد

۳

نوبهار چمن عیش بدل شد بخزان

زانکه آن شاخ گل تازه و تر دیر آمد

۴

مردم از شوق هم آغوشی آن سرو، دریغ!

کان نهال چمن حسن ببر دیر آمد

۵

ای فلک، پرتو خورشید جهانتاب کجاست؟

کامشب از غصه بمردیم و سحر دیر آمد

۶

یار تا رفت، هلالی، من ازین غم مردم

که: چرا عمر من خسته بسر دیر آمد؟

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…