۰
عجب! که رسم وفا هرگز آن پری داند
پری کجا روش آدمی گری داند؟
۱
دلم بعشوه ربود اول و ندانستم
که آخر اینهمه شوخی و دلبری داند
۲
بعاشقان ستم دوست عین مصلحتست
که شاه مصلحت کار لشکری داند
۳
حدیث لعل خود از چشم درفشانم پرس
که قدر گوهر سیراب گوهری داند
۴
بناز گفت: هلالی کمینه بنده ماست
زهی سعادت! اگر بنده پروری داند
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.