۰
دلم رفت و جان حزین هم نماند
ز عمر اندکی ماند و این هم نماند
۱
سرم خاک آن در شد و زود باشد
که گردش بروی زمین هم نماند
۲
نشسته بخون مردم چشم، دانم
که در خانه مردم نشین هم نماند
۳
چه هر دم بناز افگنی چین بر ابرو؟
مناز، ای بت چین، که چین هم نماند
۴
گر افتاده خاکساری بمیرد
سهی قامت نازنین هم نماند
۵
هلالی، اگر نیست حالت چو اول
مخور غم، که آخر چنین هم نماند
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.