۰
بس که خلقی سخن عاشقی من کردند
دوست را با من دل سوخته دشمن کردند
۱
سوختم ز آتش این چرب زبانان، چون شمع
سوز پنهان مرا بر همه روشن کردند
۲
بعد ازین دست من و دامن این سنگدلان
که بآهنگ جفا سنگ بدامن کردند
۳
برضا کوش، هلالی و ز قسمت مخروش
هر کرا هر چه نصیبست معین کردند
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.