۰
چو ترک من هوس مجلس شراب کند
هزار عاشق دل خسته را کباب کند
۱
خراب چون نشوم از کرشمهای کسی
که در کرشمه اول جهان خراب کند؟
۲
شدم ز حسرت او در نقاب خاک و هنوز
بخاک من چو رسد روی در نقاب کند
۳
چه طالعست که ناگاه بر سرم روزی
اگر فرشته رحمت رسد عذاب کند؟
۴
تپیدن دل من روز هجر دانی چیست؟
برای دیدن روی تو اضطراب کند
۵
ز خواب چشم گشایی و فتنه انگیزی
تو آفتی، نگذاری که فتنه خواب کند
۶
نمود وعده دیدار و دیدمش در خواب
نگویمش، که مبادا بآن حساب کند
۷
چو سایه روی هلالی بخاک یکسان باد
اگر ز سایه تو رو بآفتاب کند
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.