اثر ادبی

شمارهٔ ۱۴۰

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

چو ترک من هوس مجلس شراب کند

هزار عاشق دل خسته را کباب کند

۱

خراب چون نشوم از کرشمهای کسی

که در کرشمه اول جهان خراب کند؟

۲

شدم ز حسرت او در نقاب خاک و هنوز

بخاک من چو رسد روی در نقاب کند

۳

چه طالعست که ناگاه بر سرم روزی

اگر فرشته رحمت رسد عذاب کند؟

۴

تپیدن دل من روز هجر دانی چیست؟

برای دیدن روی تو اضطراب کند

۵

ز خواب چشم گشایی و فتنه انگیزی

تو آفتی، نگذاری که فتنه خواب کند

۶

نمود وعده دیدار و دیدمش در خواب

نگویمش، که مبادا بآن حساب کند

۷

چو سایه روی هلالی بخاک یکسان باد

اگر ز سایه تو رو بآفتاب کند

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…