۰
چو لاله سینهٔ من کاش پارهپاره کنند!
به داغهای درون یک به یک نظاره کنند
۱
به پیش یار دلم را، چو غنچه، بشکافند
به او جراحت پنهانم آشکاره کنند
۲
ز سیل دیده خرابم، ز سوز سینه کباب
میان آتش و آبم، ز من کناره کنند
۳
ز اشک و چهرهٔ زردم اگر نیند آگاه
شبی تفحص آن از مه و ستاره کنند
۴
بر آستان وفا سر نهادهام عمری
که در حساب سگانش مرا شماره کنند
۵
ز تیغ طعنه به یک بار نیم کشته شدم
نعوذ بالله! اگر طعن من دوباره کنند
۶
دل حزین هلالی ز درد هجران سوخت
برای درد دل او به لطف چاره کنند
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.