۰
جای آنست که شاهان ز تو شرمنده شوند
سلطنت را بگذارند و تو را بنده شوند
۱
گر به خاک قدمت سجده میسر گردد
سرفرازان جهان جمله سرافکنده شوند
۲
بر سر خاک شهیدان اگر افتد گذرت
کشته و مرده، همه از قدمت زنده شوند
۳
جمع خوبان همه چون کوکب و خورشید تویی
تو برون آی، که این جمله پراکنده شوند
۴
هیچ ذوقی به ازین نیست که از غایت شوق
چشم من گرید و لبهای تو در خنده شوند
۵
گر تو آن طلعت فرخ بنمایی روزی
تیره روزان همه با طالع فرخنده شوند
۶
اگر اینست، هلالی، شرف پایه عشق
همه کس طالب این دولت پاینده شوند
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.