اثر ادبی

شمارهٔ ۱۵۰

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

کاکل ز چه بگذاشته ای تا کمر خود؟

مگذار بلاهای چنین را بسر خود

۱

رفتار ترا، گر ملک از عرش ببیند

آید بزمین فرش کند بال و پر خود

۲

چشم تو نهان یک نظر از لطف بینداخت

ما را ز چه انداخته ای از نظر خود؟

۳

دیروز ز حال همه عالم خبرم بود

امروز چنانم که: ندارم خبر خود

۴

در عشق تو از من اثری بیش نماندست

نزدیک شد آن دم که نیابم اثر خود

۵

من کشته شوم به که جدا افتم از آن در

زارم بکش و دور میفگن ز در خود

۶

دور از تو چه گویم: بچه حالست هلالی؟

درمانده بدرد دل خونین جگر خود

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…