۰
اگر نه از گل نو رسته بوی یار آید
هوای باغ و تماشای گل چه کار آید؟
۱
بهار میرسد، آهنگ باغ کن، زان پیش
که رفته باشی و بار دگر بهار آید
۲
ز باده سرخوشی خود، زمان زمان، نو کن
چنان مکن که: رود مستی و خمار آید
۳
فتاد کشتی عمرم بموج خیر فراق
امید نیست کزین ورطه بر کنار آید
۴
هزار عاشق دلخسته خاک راه تو باد
ولی مباد که بر دامنت غبار آید
۵
جدا ز لعل تو هر قطره ای ز آب حیات
مرا بدیده چو پیکان آبدار آید
۶
چو بار نیست برین آستان هلالی را
ازین چه سود که روزی هزار بار آید؟
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.