۰
اگر چون تو سروی ز جایی برآید
شود رستخیز و بلایی برآید
۱
خدا را، لب خود بدشنام بگشا
که از هر زبانی دعایی برآید
۲
تو سلطان حسنی و عالم گدایت
چنان کن که کار گدایی برآید
۳
چه کم گردد، آخر، ز جاه و جلالت
اگر حاجت بینوایی برآید؟
۴
مزن تیر جور و حذر کن ز آهی
که از سینه مبتلایی برآید
۵
مرا می کشد انتظار قدومت
چه باشد که آواز پایی برآید؟
۶
هلالی ازین شب خلاصی ندارد
مگر آفتابی ز جایی برآید
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.