اثر ادبی

شمارهٔ ۱۶۰

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
♡
۰

دلا، گر عاشقی، بنشین، که جانانت برون آید

بر آن در منتظر میباش، تا جانت برون آید

۱

اگر صد سال آب از گریه بر آتش زند چشمم

هنوز از سینه من سوز هجرانت برون آید

۲

ز تاب آتش می، چون عرق ریزد گل رویت

زلال رحمت از چاه زنخدانت برون آید

۳

چه بینم آفتابی را، که از جیب فلک سر زد؟

خوش آن ماهی، که هر صبح، از گریبانت برون آید

۴

سوار خاک میدان توام، آهسته جولان کن

نمیخواهم که گردی هم ز میدانت برون آید

۵

هلالی، خواستی کز ضعف تن افغان کنی اما

تو آن قوت کجا داری، که افغانت برون آید؟

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…