اثر ادبی

شمارهٔ ۱۶۱

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
♡
۰

غمی، کز درد عشقت، بر دل ناشاد می‌آید

اگر با کوه گویم، سنگ در فریاد می‌آید

۱

دلم، روزی که طرح عشق می‌انداخت، دانستم

که: گر سازم بنای صبر بی بنیاد می‌آید

۲

نمی‌دانم چه بی‌رحمی‌ست آن سلطان خوبان را

که هرگه داد خواهم بر سر بیداد می‌آید

۳

رقیبا، گر ترا اندیشه ما نیست معذوری

کجا بی‌درد را از دردمندان یاد می‌آید؟

۴

طفیل بندگان، من هم قبول افتاده‌ام، گویا

که از هر جانب آواز مبارک باد می‌آید

۵

عجب خاک فرحناکست کوی می‌فروشان را!

که هرکس می‌رود غمگین، همان دم شاد می‌آید

۶

چه نسبت با رقیب سنگدل مسکین هلالی را؟

نمی‌آید ز خسرو آنچه از فرهاد می‌آید

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…