۰
ای قامتت ز سرو سهی سرفرازتر
لعلت، ز هر چه شرح دهم، دلنوازتر
۱
از بهر آنکه با تو شبی آورم بروز
خواهم شبی ز روز قیامت درازتر
۲
جان از تب فراق تو در یک نفس گداخت
هرگز تبی نبود ازین جانگدازتر
۳
من در رهت نهاده بیاری سر نیاز
تو هر زمان زیاری من بی نیازتر
۴
درباختیم دنیی و عقبی بعشق پاک
در کوی عشق نیست ز ما پاکبازتر
۵
دردا! که باز کار هلالی ز دست رفت
کارش بساز، ای ز همه کارسازتر
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.