اثر ادبی

شمارهٔ ۱۸۴

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
♡
۰

هر روز در کویش روم، پیدا کنم یار دگر

او را بهانه سازم و آنجا روم بار دگر

۱

کارم همین عشقست و من حیران کار خویشتن

ای کاش، بودی هم مرا، جز عاشقی، کار دگر

۲

من کیستم تا خوش زیم در سایه دیوار او؟

بگذار کز غم جان دهم در زیر دیوار دگر

۳

بیرون مرو، جولان مکن وز ناز قصد جان مکن

انگار مرد از هر طرف صد عاشق زار دگر

۴

در عشق مژگان صنم صحرا نوردی ها کنم

دارم بپا خاری عجب، در پای دل خار دگر

۵

گر داشت روزی پیش ازین بازار یوسف رونقی

دارد متاع حسن تو امروز بازار دگر

۶

غیر از هلالی، ماه من، داری وفاداران بسی

اما نداری، همچو او، یار وفادار دگر

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…