اثر ادبی

شمارهٔ ۱۸۵

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

وه! که بازم فلک انداخت به غوغای دگر

من به جای دگر افتادم و دل جای دگر

۱

یک دو روز دگر، از لطف به بالین من آی

که من امروز دگر دارم و فردای دگر

۲

غالبا تلخی جان کندن من خواست طبیب

که به جز صبر نفرمود مداوای دگر

۳

پا نهم پیش، که نزدیک تو آیم، لیکن

از تحیر نتوانم که نهم پای دگر

۴

با من آن کرد، بیک بار، تماشای رخت

که مرا یاد نیاید ز تماشای دگر

۵

اگر اینست پریشانی ذرات وجود

کاش! هر ذره شود خاک بصحرای دگر

۶

پیش ازین داشت هلالی سر سودای کسی

دید چون زلف تو، افتاد به سودای دگر

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…