اثر ادبی

شمارهٔ ۱۹۰

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

یار من، وه! که مرا یار نداند هرگز

قدر یاران وفادار نداند هرگز

۱

خوش طبیبیست مسیحا دم و جان بخش ولی

چاره عاشق بیمار نداند هرگز

۲

دردمندی، که چو من، تلخی هجران نچشید

لذت شربت دیدار نداند هرگز

۳

ما کجا قدر تو دانیم؟ که یک موی ترا

هیچ کس قیمت و مقدار نداند هرگز

۴

تا رخت هست کسی کی طرف گل بیند؟

مگر آنکس که گل از خار نداند هرگز

۵

درد خود با تو چه گویم؟ که دل نازک تو

حال دلهای گرفتار نداند هرگز

۶

از هلالی مطلب هوش، که آن مست خراب

شیوه مردم هشیار نداند هرگز

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…