۰
عمر رفت و از تو ما را صد پریشانی هنوز
وه! چه عمرست این؟ که حال ما نمیدانی هنوز
۱
یک نظر دیدیم دیدارت و زان عمری گذشت
دیدهها بر هم نمیآید ز حیرانی هنوز
۲
چیست چندین التفاتِ آشکارا با رقیب؟
جانب ما یک نظر ناکرده پنهانی هنوز
۳
در صف طاعت نشستم، روی دل سوی بتان
کافری صد بار بهتر زین مسلمانی هنوز
۴
پیش ازین، روزی، هلالی ترک خوبان کرده بود
میکند خود را ملامت از پشیمانی هنوز
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.