اثر ادبی

شمارهٔ ۱۹۴

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
♡
۰

عید شد، هر گوشه، خلقی ماه نو دارد هوس

گوشه ابرو نمودی، ماه ما اینست و بس

۱

هست فردا عید و هر کس ماه نو دارد هوس

عید ما روی تو و ماه نو ابروی تو بس

۲

میروی خندان و میگویی: مبارک باد عید!

همچو عید ما مبارک نیست عید هیچ کس

۳

در غمت، گر جان بدشواری دهم، معذور دار

زانکه دل تنگست و آسان بر نمی آید نفس

۴

یار رفت، ای دل، چه سود از ناله شبگیر تو؟

صاحب محمل فراغت دارد از بانگ جرس

۵

ناله میکردم، سگ کویش بفریادم رسید

من سگ کویی کز آنجا آید این فریاد رس

۶

پیش رخسار تو دل در سینه دارد اضطراب

همچو آن مرغی، که باشد موسم گل در قفس

۷

گر دل و جان هلالی ز آتش غم سوخت سوخت

بر سر کوی تو گو: هرگز مباش این خار و خس

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…