اثر ادبی

شمارهٔ ۲۰۱

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

آه! از آن ماه مسافر، که نیامد خبرش

او سفر کرده و ما در خطریم از سفرش

۱

رفتم و گریه کنان روز وداعش دیدم

ای خوش آن روز که باز آید و بینم دگرش

۲

دیر می آید و جان منتظر مقدم اوست

مردم از شوق، خدایا، برسان زود ترش

۳

می پرد مرغ هوا جانب او فارغ بال

کاش می بود من دلشده را بال و پرش!

۴

گرچه امروز مرا کشت و نیامد بسرم

کاش فردا بسر خاک من افتد گذرش!

۵

در فراقت ز هلالی اثری بیش نماند

زود باشد که بیایی و نیابی اثرش

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…