اثر ادبی

شمارهٔ ۲۰۴

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
♡
۰

گر گذر افتد، چو باد صبح، بر خاک منش

همچو گرد از خاک برخیزم، بگیرم دامنش

۱

در هوایش گر رود ذرات خاک من بباد

از هوا داری در آیم ذره وار از روزنش

۲

آن پریرو را چه لایق کلبه تاریک دل؟

مردم چشمست، بنشانم بچشم روشنش

۳

گر شبی لطف تنش بر پیرهن ظاهر شود

از خوشی دیگر نگنجد در قبا پیراهنش

۴

از لطافت دم مزن، ای گل، بآن نازک بدن

زانکه گر دم می زنی آزرده می گردد تنش

۵

تا بگردن غرق خونم، دیده بر راه امید

گر بخون ریزم نیاید، خون من در گردنش

۶

خاک شد مسکین هلالی در ره آن شهسوار

تا لگدکوب جفا گردد چو نعل توسنش

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…