اثر ادبی

شمارهٔ ۲۱۵

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

مهوشان در نظر کج نظرانند، دریغ!

انجم انجمن بی بصرانند، دریغ!

۱

از گرفتاری احباب ندارند خبر

خوبرویان جهان بیخبرانند، دریغ!

۲

گلعذاران، که نمودند رخ از پرده ناز

چون صبا هم نفس پرده درانند، دریغ!

۳

چشم ما پر در و لعلست، ولی سیمبران

چشم بر لعل و در بد گهرانند، دریغ!

۴

ما نخواهیم بجز خیل بتان یار دگر

لیک این طایفه یار دگرانند، دریغ!

۵

همچو عمر از صف عشاق روان میگذری

عاشقان عمر چنین میگذرانند، دریغ!

۶

تازه شد داغ هلالی ز غم لاله رخان

همه داغ دل خونین جگرانند، دریغ!

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…