اثر ادبی

شمارهٔ ۲۱۸

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
♡
۰

نیست غم، گر شد گریبان من از غم چاک چاک

سینه‌ام چاک است، از چاک گریبان خود چه باک؟

۱

می‌کشی بر غیر تیغ و می‌کشی از غیرتم

از هلاک دیگران بگذر، که خواهم شد هلاک

۲

نیست جان را با تن پاک تو اصلا نسبتی

این تن پاک تو صد ره پاک‌تر از جان پاک

۳

خاک آدم را، از آن گل کرد، استاد ازل

تا چنین نازک‌نهالی بردمد زآن آب و خاک

۴

ای که از ما فارغی، گویا نمی‌دانی که ما

دردمندانیم و آه ما به‌غایت دردناک

۵

میْ‌پرستان را ز می هر دم حیاتی دیگر است

آب حیوان ریخت، گویا، باغبان در جوی تاک

۶

گر هلالی چند روزی در لباس زهد بود

باز در کوی خرابات است مست و جامه‌چاک

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…