اثر ادبی

شمارهٔ ۲۱۹

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

ای تو سرو چمن حسن و گل باغ جمال

جلوه حسن و جمالت همه در حد کمال

۱

با چنین حسن ترا ماه فلک چون گویم؟

آفتابی، بتو، یارب، نرسد هیچ زوال!

۲

کاتبان قلم صنع، که مشکین رقمند

صفحه روی تو آراسته اند از خط و خال

۳

با تو خواهم که: صبا حال مرا عرضه دهد

لیکن آنجا که تویی باد صبا را چه مجال؟

۴

بی تو هر شب منم و گوشه تنهایی خویش

پای در دامن غم، سر بگریبان ملال

۵

وه! چه فرخنده شبی باشد و خرم روزی!

که فراق تو مبدل شده باشد بوصال

۶

روی در روی تو آرم، همه وقت، از همه سو

چشم بر چشم تو باشم، همه جا، در همه حال

۷

با تو از هر طرفی صد سخن آرم بمیان

هر جوابی که دهی، باز در آیم بسؤال

۸

گفتگو چند؟ هلالی، دگر افسانه مخوان

تو کجا؟ وصل کجا؟ این چه خیالیست محال؟

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…